تبلیغات
باشگاه اهل قلم

!

فیس بوک : آخرین بازدید  10 دقیقه قبل
پلاس : آخرین بازدید  8 دقیقه قبل
ویچت : آخرین بازدید  12 دقیقه قبل
وایبر : آخرین بازدید  14 دقیقه قبل
قرآن : آخرین بازدید  رمضان سال گذشته!

اَلَم یَانِ لِلَذینَ اَمَنُوا اَن تَخشَعَ قُلوبُهُم لِذِکرِ اللَه
آیا هنوز وقت آن نرسیده است که دل های مومنان برای خدا خاشع گردد؟!



تاریخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | 21:02 | نویسنده : قلم

این الفاطمیون؟
.
.
.
 پنج شب مراسم عزاداری و سوگواری رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن(ع) و شهادت امام رضا(ع)
سخنران: خطیب توانا، نویسنده و محقق  حجت الاسلام والمسلمین اوحدی از قم
مداحان: برادران سید مجتبی موسوی، نوری، داوودی
زمان: 92/10/9  الی 92/10/14 (پنج روز آخر ماه صفر) همزمان با اقامه نماز مغرب و عشا
مکان: موسسه شهید حاج حمد کاظمی/ نجف آباد، خ فردوسی شمالی، کوی شهید نجفیان، پ 20
منتظر حضور گرمتان هستیم.
حضور برای عموم آزاد میباشد...



طبقه بندی: اطلاعیه،
برچسب ها: هیات فاطمیون موسسه شهید حاج احمد کاظمی،

تاریخ : سه شنبه سوم دی 1392 | 15:37 | نویسنده : قلم
مرحوم جنّت مکان حاج حسین نورى در دارالسلام خود نقل کرده است که در کتاب کلمه طیّبه از مرحوم میرزا سید على صاحب شرح کبیر که مى فرماید: من عصرهاى پنجشنبه مواظبت داشتم به زیارت قبرهائى که در اطراف خیمه گاه است .

شبى در عالم رؤ یا دیدم که رفته ام به زیارت همان قبرها، ناگهان شنیدم هاتفى به زبان فارسى مى گوید: خوشا به حال کسى که در این زمین مقدس ( کربلا) مدفون شود، اگر چه با هزاران گناه باشد از هول قیامت سالم مى ماند، و هیهات که از هول قیامت سلامت باشد، کسى که در این زمین دفن نشود.



تاریخ : یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 | 12:19 | نویسنده : قلم

تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که " حسن کچل " برای نخستین بار به مکتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود ؛ لیک حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر دشت کند .

این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های کنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را کش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد .

روش های نوشتاری

1. نوشتن روی کف پا ، پس کله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روی دیوار ، روی میز ، پشت نیمکت ، زیر نیمکت ، پشت لباس یا مانتوی دانش آموز جلویی ، ...
3. نوشتن به روی دستمال کاغذی ، پاکت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در حفره های مختلفی از جمله بینی ، دهن ، گوش ، فک پایین ، دریچه آئورت ، ...

روش های باکلاس

1. استفاده از ماشین حساب مهندسی
2. استفاده از موبایل
3. استفاده از آیینه ، موچین ، لوازم آرایشی ، فیلم ، عکس ، ...

روش های بی کلاس

1. شیره مالیدن بر سر یکی از بچه درس خون ها
2. خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو

توجه : اگه در این امر تبحر کافی ندارید ، اصلاً سمت این کار نرید ؛ که عواقبی جز‌ء ضایع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .




طبقه بندی: داستان کوتاه،

تاریخ : جمعه بیست و دوم آذر 1392 | 17:38 | نویسنده : قلم




روضه ایی شاید به اندازه ی یک اشک بشود در
کوله ی من پیدا کرد.











طبقه بندی: دل نوشته،

تاریخ : جمعه بیست و دوم آذر 1392 | 11:50 | نویسنده : قلمداد

سید بن طاووس علیه الرّحمه از محمد بن احمد بن داوود نقل کرده است که مى گفت :

من همسایه اى داشتم که او را على بن محمد مى گفتند. گفت که من هر ماه یک مرتبه به زیارت امام حسین (ع ) مى رفتم . و چون سنّم بالا رفت و جسمم ضعیف شد مدّتى به کربلا نرفتم ، و بعد از مدّتى پیاده روانه شدم ، و در مدّت چند روز به کربلا رسیدم ، زیارت کردم و نماز خواندم و چون به خواب رفتم دیدم که حضرت امام حسین (ع ) از قبر بیرون آمده و به من مى گوید:

چرا مرا جفا کردى ؟ و قبل از این به من نیکوکار بودى !

گفتم اى سیّد جسمم ضعیف شده است و پایم بى قوّت شده است و در این وقت ترسیدم که آخر عمر من باشد چند روز راه آمده ام تا به زیارتت رسیده ام و روایتى از شمابه من رسیده است مى خواهم از شما بشنوم ، فرمود: بگو!

گفتم که روایت مى کنند که شما فرموده اید: هر که به زیارت من آید در حیات خود من او را بعد از وفاتش زیارت مى کنم .

فرمود: که بلى من گفته ام و اگر او را در آتش جهنّم بیابم از آتش او را بیرون مى آورم .




طبقه بندی: داستان کوتاه،

تاریخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 10:25 | نویسنده : قلم
یکى از بانوان مؤمنه پرهیزگار به نام خدیجه ظهوریان فرزند عباسعلى که هم اکنون قریب نود سال از عمر با برکت خود را پشت سر گذاشته و با آنکه نزدیک ده سال است بر اثر سکته از پا در آمده و با کمک عصا خود را به این سو و آن سو مى کشاند نماز جماعتش ترک نمى شود، نقل مى کند: حدود سى سال قبل مهر تربتى را که خود از کربلا آورده بودم کثیف شده بود، آن را بردم در آب روان (آب خیابان وسط شهر مشهد مقدس ) شستشو دادم و در میان سطل گذاشته برگشتم ، روبروى مسجد دوازده امامى ها که رسیدم با خودم گفتم خوب است مهر را بر گردانم ، تا وقتى که به منزل مى رسم طرف دیگرش نیز خشک شود، مهر را که برگردانیدم بر اثر خیس بودن طرف زیرین مهر، قدرى تربت به انگشت بزرگم چسبیده انگشتم را به دیوار روبروى مسجد مالیده و رفتم .

شب در خواب دیدم آقاى بزرگوارى که به ذهنم رسید حضرت حجة بن الحسن امام زمان – ارواحنا فداه – هستند، سرشان را به همان جاى دیوار که ذکر شده گذاشته و به من مى فرمایند: ((اینجا تربت جدّم حسین علیه السلام را مالیده اى !))




طبقه بندی: داستان کوتاه،

تاریخ : دوشنبه هجدهم آذر 1392 | 21:36 | نویسنده : قلم
از مرحوم سید احمد بهبهانى نقل شده : در ایام توقفم در کربلا حاج حسن نامى در بازار زینبیه ، دکانى داشت که مهر و تسبیح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود که حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى یک اشرفى مى فروشد.

روزى در حرم امام حسین علیه السلام حبیب زائرى را دزدى زد و پولهایش ‍ را برد. زائر خود را به ضریح مطهر چسبانید و گریه کنان مى گفت : یا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزینه زندگیم را بردند. به کجا شکایت ببرم ؟

حاج حسن مزبور حاضر متأثر شد و با همین حال تأ ثر به خانه رفت و در دل به امام حسین علیه السلام گریه مى کرد.

شب در خواب دید که در حضور سالار شهیدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت که خبر دارى ؟ دزد او را رسوا کن تا پول را برگرداند.

امام حسین فرمود: مگر من دزد گیرم ؟

اگر بنا باشد که دزدها را نشان دهم باید اول تو را معرفى کنم .

حاجى گفت : مگر من چه دزدى کردم ؟

حضرت فرمود: دزدى تو این است که خاک مرا به عنوان تربت مى فروشى و پول مى گیرى . اگر مال من است چرا در برابرش پول مى گیرى و اگر مال توست ، چرا به نام من مى دهى ؟

عرض کرد: آقا جان ! از این کار توبه کردم و به جبران مى پردازم .

امام حسین علیه السلام فرمود:

پس من هم دزد را به تو نشان مى دهم . دزد پول زائر، گدایى است که برهنه مى شود و نزدیک سقاخانه مى نشیند و با این وضعیت گدایى مى کند، پول را دزدید و زیر پایش دفن کرد و هنوز هم به مصرف نرسانده .

حاجى از خواب بیدار مى شود و سحرگاه به صحن مطهر امام حسین علیه السلام وارد مى شود، دزد را در همان محلى که آقا آدرس داده بود شناخت که نشسته بود.

حاجى فریاد زد: مردم بیایید تا دزد پول را به شما نشان دهم . گداى دزد هر چه فریاد مى زد مرا رها کنید، این مرد دروغ مى گوید، کسى حرفش را گوش ‍ نداد. مردم جمع شدند و حاجى خواب خود را تعریف کرد و زیر پاى گدا را حفر کرد و کیسه پول را بیرون آورد.

بعد به مردم گفت : بیایید دزد دیگرى را نشان شما دهم ، آنان را به بازار برد و درب دکان خویش را بالا زد و گفت : این مالها از من نیست حلال شما. بعد تربت فروشى را ترک کرد و با دست فروشى امرار معاش ‍ مى کرد.




طبقه بندی: داستان کوتاه،

تاریخ : شنبه شانزدهم آذر 1392 | 12:07 | نویسنده : قلم

الف: ارمیا، رمان(تهران، سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان، 1374، چاپ اول)

در این رمان که در 224 صفحه نگاشته شده، «ارمیا» دانشجویی جوانی است که از خانواده مرفّه و بیگانه با فرهنگ جهاد به جبهه اعزام می‌گردد. او با رزمنده‌ای به نام مصطفی آشنا می شود و تحت تأثیر او قرار می گیرد ودر سایه‌ی راهنمایی های او گام‌های بلندی به سوی کمال انسانی بر می‌دارد. مصطفی در جنگ شهید می‌شود و این واقعه به شدّت ارمیا را متأثر می کند. با پایان یافتن جنگ، ارمیا به خانه‌ی خود باز‌می ‌گردد، ولی همچنان افکار و عقاید مصطفی با اوست. او سرانجام خانه‌اش را ترک می کند و در خطه‌ی شمال در معدنی مشغول به کار می‌شود . روزی خبر رحلت امام(ره) را از رادیو می‌شنود و با شتاب به سوی تهران حرکت می‌کند و بر اثر ازدحام جمعیّت به هنگام تشییع جنازه زیر دست  پا می‌افتد و در حالی که در آستانه ی مرگ قرار گرفته، مصطفی را می‌بیند که آغوش بازکرده و او را به سوی خود فرا می خواند.

«ارمیا» با آن که اولین اثر امیرخانی بود و وجود ضعف و کاستی‌های احتمالی آن حتی از سوی خودِنویسنده نیز به صورت مستقیم و غیر مستقیم مورد پذیرش قرار گرفته بود، جامعه‌ی اهل نقد را کم و بیش متوّجه خود نمود.

پرویز شیشه گران، مصطفی جمشیدی و برخی دیگر از قلمزنان این عرصه در نشریات و پایگاه‌های الکترونیکی به نقد و تحلیل این اثر پرداختند. خانم سهیلا عبدالحسینی در کتاب«از نگاه آیینه» این رمان را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده است.

این کتاب در جشنواره ی 20 سال دفاع مقدس برگزیده شد و در اولین دوره‌ی جشنواره مهر و دومین جشنواره دفاع مقدس نیز مورد تقدیر قرار گرفت.

رمضان یاحقّی در نقدی یا عنوان«ماهی و دریا: نقدی بر رمان ارمیا» در ماهنامه‌ی «کتاب ماه ادبیات» به بررسی و تحلیل این اثر پرداخته است...

ادامه مطلب

طبقه بندی: معرفی نویسنده، معرفی کتاب،

تاریخ : شنبه شانزدهم آذر 1392 | 10:10 | نویسنده : قلم

زندگینامه رضا امیرخانی


او در دبیرستان علاّمه حلّی درس خواند و دارای مدرک کارشناسی دررشته‌ی مکانیک است. 17 ساله بود که به همراهی 2تن از دوستانش هواپیمایی را ساخت که برنده‌ی جایزه‌ی  اول جشنواره خوارزمی شد. او درهمین سال نوشتن اولین اثرش یعنی «ارمیا» را آغاز نمود و 4سال درباره‌ی آن مطالعه و تحقیق کرد. این کتاب درباره‌ی آن مطالعه و تحقیق کرد. این کتاب درباره‌ی آخرین روزهای جنگ و پذیرش قطعنامه‌ی صلح نوشته شد و به عنوان یکی از آثار برتر جشنواره ی «دفاع مقدس» برگزیده گردید.

وی 3 مجموعه داستان با نام‌هی «هفت سپهر» (1371)، «ناصر ارمنی»(1378) و «گزیده‌ی داستان‌های کوتاه» (1378) نیز منتشر کرده؛ اما رمان دیگر او با نام«منِ او»- که شهرتی برای نویسنده‌اش فراهم آورد – با گاه به فضای بومی تهران سال‌های 1300 تا 1367 از دو زاویه‌ی دید نسبتاً متفاوت در سال 78 انتشار یافت و با استقبال گسترده‌ای از سوی دوستداران داستان ورمان مواجه شد. بعد از آن، داستان بلند و نامه‌نگارانه‌ی «از به» (1381) با مضمونی جنگی منتشر شد که درمقایسه با اثر قبلی چندان در خور اعتنا نبود. امیر خانی ضمن نوشتن مقالات و شرکت در جلسات نقد داستان، در سال 1382 داستان سیستان – 10 روز با رهبر – را که سفرنامه‌ای از نوع خاص وگزارشی با قلم شاعرانه و ادبی است، نوشت. کتاب « نشت نشا: جستاری در فرار مغزا» (قدیانی، 1383) را می‌توان پیش زمینه‌ی نگارش رمان بعدی او دانست. وی سفرنامه‌ی «جانستان کابلستان» را که در قالب سفرنامه نگاشته شده، درسال 1390 (نشر افق) به چاپ رساند.

در سال 87 رمان «بیوتن» او در نمایشگاه کتاب عرضه شد که درون‌مایه‌ی آن به نوعی حاصل گردش یک ساله‌ی نویسنده با اتومبیل شخصی خود در سراسر آمریکا برای کسب اطلاعات در مورد مهاجران ایرانی ساکن این کشور است و نگارش و پردازش آن بیش از 5 سال طول کشید...

 ادامه مطلب در پست های بعدی...




طبقه بندی: معرفی نویسنده،

تاریخ : پنجشنبه چهاردهم آذر 1392 | 11:42 | نویسنده : قلم

تعداد کل صفحات : 40 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...